شمس الدين حافظ

140

سفينه حافظ ( فارسى )

65 [ خوش‌تر ز عيش و صحبت باغ و بهار چيست ] * شماره مسلسل 91 خوش‌تر ز عيش و صحبت باغ و بهار چيست * ساقى كجاست گو سبب انتظار چيست معنى آب‌زندگى و روضه ارم * جز طرف جويبار و مى خوشگوار چيست هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار * كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست پيوند عمر بسته بموئيست هوش دار * غمخوار خويش باش غم روزگار چيست راز درون پرده چه داند فلك خموش * اى مدعى نزاع تو با پرده‌دار چيست مستور و مست « 1 » هر دو چو از يك قبيله‌اند * ما دل بعشوه كه دهيم اختيار چيست سهو و خطاى بنده گرش نيست اعتبار * معنى عفو و رحمت پروردگار چيست زاهد شراب كوثر و حافظ پياله خواست * تا در ميانه خواستهء كردگار چيست 66 [ بنال بلبل اگر با منت سر ياريست ] شماره مسلسل 92 بنال بلبل اگر با منت سر ياريست * كه ما دو عاشق زاريم و كار ما زاريست در آن چمن كه نسيمى وزد ز طرّه دوست * چه جاى دم زدن نافه‌هاى تاتاريست « 2 » بيار باده كه رنگين كنيم جامه زرق « 3 » * كه مست جام غروريم و نام هشياريست ببسته‌اند در توبه حاليا برخيز * كه توبه وقت گل از عاشقى ز بيكاريست جفاى دوست بغايت رسيد و مىترسم * كه انتهاى جفا ابتداى بيزاريست سحر كرشمهء چشمت بخواب مىديدم * زهى « 4 » مراتب خوابى كه به ز بيداريست خيال زلف تو پختن نه كار هر خاميست * كه زير سلسله « 5 » رفتن طريق عيّاريست لطيفه‌ايست نهانى كه عشق از آن خيزد * كه نام آن نه لب لعل و خطّ زنگاريست « 6 » جمال شخص نه چشمست و زلف و عارض و خال * هزار نكته در اين كار و بار دلداريست

--> ( 1 ) مستور و مست يعنى صالح و طالح يا نكوكار و بدكار . ( 2 ) مشك تاتار معروفست ( 3 ) تزوير ، ريا و دو رنگى ( 4 ) آفرين ، احسنت ( 5 ) گرفتار زنجير شدن ( 6 ) برنگ زنگار ، يعنى سبز رنگ